نخستین عکس ها از دنباله داری که مهمان بهرام بود

دو عکس با نوردهی های متفاوت که توسط دوربین هایرایز (HiRISE) مدارگرد شناسایی بهرام از دنباله دار سایدینگ اسپرینگ گرفته شده. دو تصویر بالا، هسته و بخش درونی گیسو را نشان می دهند و دو تصویر پایین که نوردهی بیشتری داشته اند، بخش گسترده تر گیسو که در حال پدید آوردن یک دم نیز هست را می نمایانند. تصویر کمی بزرگ تر 
دوربین آزمایشگاه تصویربرداری علمی با وضوح بالا (هایرایز، HiRISE) که روی فضاپیمای مدارگرد شناسایی بهرام ناسا (MRO) نصب شده، در روز یکشنبه ۱۹ اکتبر، زمانی که دنباله دار C/2013 A1 سایدینگ اسپرینگ در حال گذشتن از کنار سیاره ی سرخ بود، عکس هایی از آن گرفت که از روی آن ها می توان به آگاهی هایی درباره ی هسته ی این دنباله دار دست یافت.

این عکس ها باوضوح ترین نماهایی هستند که تاکنون از یک دنباله دار که از ابر اورت، در لبه های سامانه ی خورشیدی آمده تهیه شده. دنباله دارهایی که تاکنون مورد بازدید فضاپیماها قرار گرفته اند همگی مدارهایی کوتاه تر داشته اند (از جایی نزدیک تر از ابر اورت آمده بوده اند). گذشتن این دنباله دار از کنار سیاره ی سرخ به فضاپیماهای که روی سطح و در مدار این سیاره اند شانس آن را می دهد تا دنباله دار را از فاصله ی نزدیک بررسی کنند.

دیگر عکس های هایرایز از دنباله دار سایدینگ اسپرینگ را در این پیوند ببینید. [فراموش نکنید که عکس های بیشتری در راه پردازش و آماده سازی است!]

این عکس ها که هسته ی دنباله دار را با بیشترین وضوح نشان می دهند، از فاصله ی حدود ۱۳۸۰۰۰ کیلومتری گرفته شده اند و هر پیکسل روی آن ها هم ارز ۱۳۸ متر (۱۵۰ یارد) است. رصدگرانی که با تلسکوپ آن را می دیدند، پهنای هسته اش را حدود یک کیلومتر برآورد کرده بودند، ولی در بهترین تصاویر دوربین هایرایز، روشن ترین بخش دنباله دار که می تواند همان هسته اش باشد، تنها دو تا سه پیکسل را اشغال کرده؛ و این نشان می دهد که پهنای هسته کمتر از نصف آن برآوردهاست. همچنین عکس هایی که خودروی فرصت با دوربین پانکم خود (Pancam) از این دنباله دار گرفته را نیز می توانید در ادامه ببینید.
یکی از عکس هایی که خودروی فرصت با دوربین پانکم خود از دنباله دار سایدینگ اسپرینگ گرفته، به همراه نام برخی از اجرام درون تصویر. اندازه ی بزرگ تر
تصویر متحرک (gif) که از پیوند دو عکس دوربین پانکم خودروی فرصت و با دو نوردهی بلند و کوتاه به دست آمده. تصویر بزرگ تر
واژه نامه:
High Resolution Imaging Science Experiment - HiRISE - NASA - Mars Reconnaissance Orbiter - comet - C/2013 A1 - Siding Spring - Mars - nucleus - Oort Cloud - solar system - Red Planet - Opportunity - Pancam -

منبع: nasa

درون "ستاره مرگ" زنده است!

هر چه که به میماس خورده نزدیک بوده آن را نابود کند. چیزی که از این برخورد به جا مانده یکی از بزرگ ترین دهانه های برخوردی روی یک از کوچک ترین ماه های سیاره ی کیوان (زحل) است. این دهانه که به افتخار سر ویلیام هرشل، یابنده ی میماس در سال ۱۷۸۹، گودال هرشل نامیده شده، حدود ۱۳۰ کیلومتر قطر دارد و در تصویری که اینجا می بینید به خوبی نمایان است.
این تصویر در اندازه ی کمی بزرگ تر
نیروی گرانش سطحی که از جرم اندکِ میماس تولید می شود به اندازه ای هست که یک پیکره ی کروی به آن بدهد ولی آنقدر کم توان نیز هست که شکل گیری چنین ساختارهای سطحی نسبتا بزرگی را بر روی آن امکان پذیر سازد، ساختاری که نمایی همچون "ستاره ی مرگ" در رشته داستان های جنگ ستارگان را به میماس داده.
میماس عمدتا از آب یخ زده درست شده با مقداری سنگ. بنابراین رواست که آن را یک گلوله برفی گل آلود بزرگ بنامیم.
تصویری که اینجا می بینید در اوت ۲۰۰۵، به هنگام گذشتن فضاپیمای روباتیک کاسینی از کنار میماس گرفته شده. این فضاپیما هنوز هم سرگرم گشت و گذار در مدار سیاره ی کیوان است.

یک پژوهش تازه که بر روی وول خوردن ها و رُخ‌گردی های نامعمول میماس انجام گرفته نشان می دهد که احتمالا این ماه یک اقیانوس آب مایع در درونش پنهان کرده است.
دانشگاه کورنل درین باره به رسانه ها گفت: «میزان جابجایی و حرکت به پس و پیشِ میماس نشان می دهد که ساختار درونی آن یکسان و یکدست نیست. این وول خوردن ها می توانند چندین دلیل داشته باشد: پیکره ی ناهمگون خود میماس، یک هسته ی سنگی در مرکز، یا وجود یک اقیانوس در زیر پوسته ی یخی آن.»
برای گره گشایی از این راز، کاسینی باید چند بار دیگر از کنار میماس بگذرد و داده های بیشتری درباره اش گرد آورد. پژوهشنامه ی کامل درین باره را در نشریه ی ساینس بخوانید.

واژه نامه:
Mimas - impact crater - Saturn - moon - crater - Herschel - Sir William Herschel - snowball - spacecraft Cassin - liquid water - core - sub-surface ocean - shell - Cornell University -

منبع: apod.nasa.gov

دنباله دار سایدینگ اسپرینگ در کنار سیاره سرخ

این تصویر در اندازه ی بزرگ تر
دیروز یک دنباله دار از فاصله ی بسیار نزدیک سیاره ی بهرام گذشت.
در واقع این دنباله دار با نام سایدینگ اسپرینگ (C/2013 A1) نزدیک تر از هر دنباله داری که در تاریخِ ثبت شده از کنار زمین گذشته، به سیاره ی سرخ نزدیک شد.
بشر اکنون برای بهره بردن از این شانس بی همتا جهت بررسی برهم کنش نزدیک یک دنباله دار و یک سیاره، پنج فضاپیمای فعال دارد که به گرد بهرام می چرخند: فضاپیماهای می‌ون (MAVEN)، مدارگرد شناسایی بهرام (MROمارس اودیسه از سوی ناسا، مارس اکسپرس از سوی سازمان فضایی اروپا (ESA) و مدارگرد بهرام از سوی هند.
بیشتر این فضاپیماها اکنون اطلاعاتی را به زمین فرستاده اند که از ذرات و تکه های ریز دنباله دار هیچ آسیبی ندیده اند.
افزون بر این مدارگردها، دو خودروی فعال هم بر سطح بهرام داریم: خودروهای فرصت (Opportunity) و کنجکاوی از سوی ناسا. این دو هم داده ها و تصاویری تهیه کرده اند که در هفته های آینده به زمین فرستاده خواهد شد و احتمالا بررسی‌‎شان سال ها زمان خواهد برد.
عکسی که اینجا می بینید دیروز گرفته شده، ولی نه از بهرام بلکه از زمین. در گوشه ی بالا سمت راست چارچوب، سیاره ی بهرام با رنگ سرخش خودنمایی می کند و در گوشه ی پایین-چپ هم دنباله دار سایدینگ اسپرینگ را می بینیم که دارد از کنار آن می گذرد.

واژه نامه:
Comet Siding Spring - Mars - comet - C/2013 A1 - red planet - Earth - plane - NASA - MAVEN - MRO - Mars Odyssey - ESA - Mars Express - India - Mars Orbiter - rover - Opportunity - Curiosity

منبع: apod.nasa.gov

خوش عکس ترین دنباله دار روزگار نوین

این تصویر در اندازه ی بزرگ تر
دنباله دار مک نات را شاید بتوان زیباترین و خوش عکس ترین دنباله دار روزگار نوین از دیدگاه سیاره ی زمین دانست. این دنباله دار پس از اجرای نمایشی زیبا در اوایل ژانویه ی ۲۰۰۷ در نیمکره ی شمالی، راهی جنوب شد و دُم غباری بلند و شگفت انگیزی پدید آورد که چشم بینندگان ساکن نیمکره ی جنوبی را خیره ساخت.
تصویر زیبایی که اینجا می بینید در اواخر ژانویه ی ۲۰۰۷ از کویینزتاون، جزیره ی جنوبی نیوزیلند گرفته شده و دنباله دار مک نات را در میان کوه ریمارکبل و ستیغ سسیل نشان می دهد. دنباله دار مک نات بر سمت راست تصویر فرمان می راند، در حالی که نوار مرکزی کهکشان راه شیری هم نیمه ی سمت چپ را از آن خود ساخته.
اگر در عکس خوب دقت کنید رد یک شهاب را هم درست در سمت چپ دنباله دار خواهید دید.
امسال شاید دنباله دار سایدینگ اسپرینگ هم زیباترین و خوش عکس ترین دنباله دار روزگار نوین بشود- البته از دیدگاه سیاره ی بهرام (مریخ).

عکس دیگری از این دنباله دار زیبا را اینجا ببینید: * مک نات، دنباله دار زیبای سال ۲۰۰۷ * سه آتش در آسمان

واژه نامه:
Comet McNaught - comet - Earth - dust tail - Mount Remarkable - Cecil Peak - New Zealand - central band - Milky Way Galaxy - meteor - Comet Siding Spring - Mars

منبع: apod.nasa,gov

ماه گرفتگی ۸ اکتبر از فاصله ۱۰۶ میلیون کیلومتری!

ماه گرفتگی ۸ اکتبر را که یادتان هست؟ همان که نیمی از مردم دنیا بیننده اش بودند. اینجا یک فیلم دور تند دیگر از آن می بینید ولی با یک تفاوت ... این فیلم نه از روی زمین، بلکه از کنار سیاره ی تیر یا عطارد گرفته شده است!

این ویدیو از به هم پیوستن ۳۱ عکس درست شده که فضاپیمای مسنجر (MESSENGER) در بازه های زمانی دو دقیقه ای از ساعت ۵:۱۸ بامداد تا ۶:۱۸ بامداد روز ۸ اکتبر ۲۰۱۴ به وقت خاور آمریکا گرفته بود.

هری نایر، یک دانشمند سیاره ای در آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جانز هاپکینز که فضاپیمای مسنجر را برای ناسا ساخت و به کار انداخت می گوید: «از سیاره ی تیر، معمولا زمین و ماه به شکل دو ستاره ی بسیار پرنور دیده می شوند... در زمان یک ماه گرفتگی، از چشم مسنجر، ماه وارد سایه ی زمین شده و ناپدید می گردد، همان گونه که در فیلم می بینید.»

زمین و ماه از دیدگاه سیاره تیر
اگر دوست داشتید عکس های دیگری از این ماه گرفتگی که توسط عکاسان زبردست سراسر دنیا گرفته شده ببینید، اینجا را بکلیکید.

به گفته ی نایر، این تصاویر که با دوربین زاویه بسته ی مسنجر گرفته شده اند، بزرگنمایی دو برابر شده اند و روشنی ماه نیز به به اندازه ی ۲۵ برابر بیشتر شده تا دیدنش آسان تر شود. در زمان تصویربرداری، زمین و ماه به اندازه ی ۰.۷۱۳ یکای اخترشناسی (AU) برابر با ۱۰۶.۶ میلیون کیلومتر از سیاره ی تیر فاصله داشتند.

ماه گرفتگی ۸ اکتبر دومین و واپسین ماه گرفتگی کامل سال ۲۰۱۴ بود. ماه گرفتگی کامل بعدی در ۴ آوریل سال آینده رخ خواهد داد... ولی فضاپیمای مسنجر دیگر آن را نخواهد دید.

مسنجر که در ۳ اوت ۲۰۰۴ راهی فضا شده بود، در ۱۸ مارس ۲۰۱۱ وارد مدار سیاره ی تیر شد. این فضاپیما هم اکنون دارد به پایان ماموریت و زندگی کاری‌اش نزدیک می شود و بر پایه ی برنامه، در مارس ۲۰۱۵ خود را به سطح این سیاره کوبانده و خواهد مرد. ولی تا آن زمان چند ماهی وقت هست تا برای ما عکس ها و داده هایی از این درونی ترین سیاره ی سامانه ی خورشیدی بفرستد.

واژه نامه:
time-lapse - lunar eclipse - Earth - Mercury - animation - MESSENGER - Moon - Hari Nair - Johns Hopkins University Applied Physics Laboratory - NASA - narrow-angle camera - AU - Hunter’s Moon - total lunar eclips - Solar System - planet -

منبع: universetoday

آیا دانشمندان تابش هاوکینگ را در آزمایشگاه پدید آورده اند؟

* یک سیاهچاله ی شبیه سازی شده در آزمایشگاه که به جای نور، امواج صدا را به دام می اندازد، ذراتی کوانتومی گسیلیده که به باور دانشمندان می تواند همتای تابش نظری هاوکینگ باشد.
* این شاید نخستین بار باشد که یک سیاهچاله ی آزمایشگاهی به همان شیوه ی چشمداشتی سیاهچاله های واقعی، ذرات هاوکینگ پدید آورده.
استفن هاوکینک در کنار نمایی از تابش نظری خودش. منبع عکس
سیاهچاله ها توده های فرا-چگال ماده هستند که از رُمبش یک ستاره یا یک جرم سنگین دیگر به جا می مانند. گرانش آن ها چنان نیرومند است که هیچ چیز، حتی نور، اگر از مرزی به آن ها نزدیک تر شود، توان گریز از چنگشان را نخواهد داشت. این مرز "افق رویداد" نام دارد.

فیزیکدانان بر پایه ی چنین چیزی انتظار داشتند که سیاهچاله ها "سیاه" باشند. ولی در سال ۱۹۷۴، استفن هاوکینگ از دانشگاه کمبریج پیش بینی کرد که سیاهچاله ها می بایست تابش کم سویی از ذرات بگسیلند، چیزی که اکنون به نام "تابش هاوکینگ" شناخته می شود.

یکی از شگفتی های نظریه ی کوانتوم اینست که می گوید خلا فضا واقعا هم تهی نیست بلکه انباشته از جفت های ذره و همتای پادذره‌ ی آن ها (ماده و ضدماده) است. به طور معمول، چنین جفت هایی یکدیگر را نابود کرده و ناپدید می شوند. ولی اگر در لبه ی افق رویداد یک سیاهچاله باشند و یکی با گذشتن از افق، به کام سیاهچاله فرو رود، دیگری آزاد شده، می گریزد، و تابش دیدارپذیر هاوکینگ را پدید می آورد.

این تابش کم-سوتر از آنست که در مورد سیاهچاله های واقعی کیهان بتوانیم آن را ببینیم، از همین رو فیزیکدانان برای تایید پیش بینی هاوکینگ، سیاهچاله های مصنوعی ساخته اند که چیزی همانند افق رویداد را نشان می دهد.

افق های تازه
در سال ۲۰۱۰، یک گروه به رهبری فرانچسکو بلجورنو از دانشگاه میلان یک سیاهچاله ی مدل ساختند که افق رویدادش فوتون هایی را که با بهره از تپ های لیزر در یک کابل فیبر نوری گسیلیده می شد به دام می انداخت. این دانشمندان ادعا کردند که با این کار، تابش هاوکینگ پدید آورده اند- ولی دیگر پژوهشگران آنان را در مورد این که آیا این کار با بهره از همان فیزیک یک افق رویداد واقعی انجام شده به پرسش کشیدند.

یک شاره ی مکانیک کوانتومی باید دقیقا همان فیزیک افق رویداد را پدید آورد، البته در اندازه ای بسیار کوچک تر. در سال ۲۰۰۹، جف اشتاینهاور از دانشگاه صنعتی تخنیون اسرائیل در حیفا به همراه همکارانش درست یک چنین سیاهچاله ی مدلی را با بهره از چگالش های بوز-انیشتین (BEC) پدید آوردند. BEC یک حالت کوانتومی از ماده است که در آن، توده ای از اتم های بسیار سرد رفتاری مانند یک تک اتم نشان می دهند.

اکنون این گروه ادعا کرده که سیاهچاله ی آن ها درست همان تابش هاوکینگ که از یک سیاهچاله ی واقعی انتظار می رود را تابانده. اشتاینهاور می گوید: «این به ما نشان می دهد که پنداشت هاوکینگ عملا درست است [و] یک سیاهچاله به راستی باید تابش هاوکینگ پدید آورد.»

سیاه چاله ی لیزری
این گروه از یک لیزر برای محدود کردن BEC به یک لوله ی باریک، و از یک لیزر دیگر برای شتاب دادن و رساندن بخشی از همان BEC به بالاتر از سرعت صوت استفاده کردند. این جریان پرسرعت دو افق رویداد پدید آورد: یک افق رویداد "بیرونی" در نقطه ای که جریان در آن فراصوتی می شد، و یک افق رویداد "درونی" در نقطه ای دورتر، جایی که جریان دوباره کُند می شد.

به گفته ی ویلیام اونروه از دانشگاه بریتیش کلمبیای کانادا، اثر هاوکینگ از نوفه های (نویزهای) کوانتومی در افق سیاهچاله پدید می آید. در اینجا این افق ها جفت ذره های صوتی یا "فونون" می سازند. یک فونون از افق می گریزد و دیگری درون آن به دام می افتد. اونروه یکی از نخستین کسانی بود که ایجاد همتای سیاهچاله بر پایه ی شاره را پیشنهاد کرد.

یک فونون ضعیف تر از آنست که دیده شود، ولی فونون های درون سیاهچاله به پس و پیش، میان افق های بیرونی و درونی می جهند و هر بار به پیدایش فونون های هاوکینگ بیشتری دامن می زنند، بسیار همانند یک لیزر که نور را تقویت می کند. فیزیکدانان این پدیده را یک سیاهچاله ی لیزری می نامند.

اشتاینهاور می گوید: «تابش هاوکینگ رشد و افزایش "نمایی" دارد و خودش را تقویت می کند. این به ما اجازه می دهد تا آن را ببینیم، زیرا دامنه اش افزایش می یابد.» وی امیدوار است که در آینده آشکارسازهایش را بهبود بخشد تا بتوانند تابش یک تک افق را هم حس کنند. بدین ترتیب می توان تعیین کرد که آیا جفت فونون ها در هم تنیده اند یا نه - این یکی دیگر از ویژگی هاییست که برای سیاهچاله ها پیش بینی شده و می تواند پیامدهایی هیجان انگیز داشته باشد.

تغییردهنده ی بازی
دانیله فاچو از دانشگاه هریوت-وات در ادینبورگ بریتانیا می گوید: «این کار واقعا برانگیزنده و الهام بخش است.» فاچو عضو گروهی بود که سیاهچاله بر پایه ی کابل فیبر نوری را ساخت. گرچه وی با کارش به عنوان نخستین کسی که نشان داد اثرهای هاوکینگ-مانند می توانند اندازه گرفته شوند شناخته شده، ولی اذعان می کند که کار او بیش از کار اشتاینهاور جای تفسیرهای گوناگون داشت: «کار اشتاینهاور واقعا دشوارتر است و به نظر من منصفانه است که بگوییم اکنون نخستین شواهد آشکار و بی پهلو از اثرهای مربوط به هاوکینگ از خلا کوانتومی جوانه زده است. به گمان من این کار به راستی بازی را تغییر می دهد.»

اونروه کمی محتاط تر است. وی می گوید: «من نمی گویم این مورد دیگر اثبات شده است... ولی شاید از همیشه به آن نزدیک تر شده باشیم. شکی نیست است که سیاهچاله ها با BECهای شاری تفاوت دارند، و این که این پدیده در یک BEC رخ داده دلیل نمی شود که در سیاهچاله هم رخ بدهد. با این حال، اطمینان من از این که چنین چیزی رخ خواهد داد افزایش یافته. همانندی ریاضیات و نتایج هر دو بسیار بیشتر از آنست که تنها یک تصادف باشد.»

بازبرد در نشریه: Nature Physics, DOI: 10.1038/nphys3104


واژه نامه:
black hole - quantum particle - Hawking radiation - Stephen Hawking - antimatter - event horizon - Francesco Belgiorno - photon - laser - fibre-optic cable - quantum mechanical fluid - Jeff Steinhauer - Technion-Israel Institute of Technology - Bose-Einstein condensate - BEC - atom - supersonic - William Unruh - phonon - exponential - Daniele Faccio - Heriot-Watt University - quantum vacuum - game changer - Nature Physics

منبع: newscientist

Blogger template 'Browniac' by Ourblogtemplates.com 2008

بالای صفحه